شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
378
نفثة المصدور ( فارسى )
برآگندن - 24 / 8 مركّب از : پيشاوند « بر » + آگندن : پركردن و انباشتن . « برهان م » . برآمدن ، با چيزى يا كسى - 120 / 5 حريف چيزى يا كسى شدن و از عهدهء وى برآمدن . از « آنندراج » ، كه اكنون در زبان محاورهء عمومى « از پس چيزى يا كسى برآمدن » گويند . برباليدن - 72 / 10 ، 110 / 9 مركّب از : پيشاوند « بر » + باليدن : بزرگ شدن و افزون گرديدن و نمو كردن . ( برهان م ) . بربط - 18 / 3 نام سازيست معروف كه مثل طنبور باشد جز اينكه كاسهء بزرگ و دستهء كوتاه دارد . از « آنندراج » و « برهان م » ، مأخوذ از يونانى barbitos ، كه بعدها از اين زبان بزبانهاى اروپايى وارد شده و barbiton گرديده است . از « برهان ح » ، عود باشد ، « صحاح الفرس » ص 160 . زمخشرى نيز در « مقدّمة الأدب ، « بربط » را در ترجمهء « عود » آورده است . و در « شفاء الغليل » ص 78 آمده است : بربط طنبورى است كه سه تار ابريشم دارد ، و نخستين كس كه آن را بنواخت عبد اللّه بن الرّبيع بود - 28 . برتافتن ، عنان - 15 / 11 و 16 / 1 ، 111 / 10 و 11 ر ك : عنان برتافتن .